الملا فتح الله الكاشاني

18

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

محذوف است و قرينهء حذف آن ربنا ما اطغيته است بخلاف جملهء اولى كه واجب العطف است بر ما قبل خود به جهت دلالت آن بر معنى جمعيت ميان هر دو مفهوم آن در حصول كه آن مجيئى هر نفس است با ملكين خود و قول قرين وى و مثل قول ثانيست قول تعالى * ( قالَ ) * گويد حق سبحانه در جواب مخاصمان * ( لا تَخْتَصِمُوا ) * مخاصمه مكنيد * ( لَدَيَّ ) * نزديك من كه هيچ فايدهء بر آن مترتب نخواهد شد * ( وَقَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ ) * و بدرستى كه از پيش فرستاديم بسوى شما * ( بِالْوَعِيدِ ) * وعيد خود را يعنى قبل از اين در دنيا در كتب خود و بر السنهء رسل خود اعلام شما كرده بودم آن چيزى كه موجب انذار شما بود از اين روز خلاصهء كلام آنست كه حق سبحانه در جواب ايشان فرمايد كه چون من بواسطهء انزال كتب و بعث رسل شما را راه راست نموده بودم و شما را از اين روز ترسانيده و شما به جهت فرط عناد طريق انكار پيش گرفته به آن نگرويديد پس در اين روز مخاصمهء شما مستلزم الزام حجت نخواهد شد بر من و عذر شما در اين باب مسموع نه و ببايد دانست كه كلام اخير جملهء حاليه است كه متضمن تعليل نهى است و باء باى زايده و تقدير اينكه لا تختصموا و قد صح عندكم انى قد قدمت اليكم الوعيد يعنى خصومت مىكند در حالتى كه نزد شما صحت يافته كه من پيش از اين فرستاده بودم بشما وعيد خود را و حينئذ شرط حال كه اجتماع حال و ذى حالست در زمان واحد در اين جا متحقق باشد و لازم نيايد كه تقديم وعيد در دنيا باشد و خصومت در آخرت تا موجب عدم اجتماع باشد و احتمال دارد كه باء تعديه باشد گاهى كه قدم بمعنى تقدم باشد و محتملست كه اين جار مجرور حال باشد از فاعل قدمت اليكم يا از مفعول آن و قوله * ( ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ ) * مفعول قدمت و تقدير اينكه قدمت اليكم متلبسا با الوعيد مقترنا به يا قدمت هذا القول اليكم موعدا لكم يعنى از پيش فرستاديم بسوى شما در حالتى كه متلبس بوعيد بودم و مقترن به آن يا از پيش ارسال نمودم بسوى شما اينقول را كه تغيير داده نميشود سخن نزديك من در حالتى كه اين قول از براى شما موعود به است * ( وَما أَنَا بِظَلَّامٍ ) * و من نيستم ستم كننده * ( لِلْعَبِيدِ ) * مر بندگان خود را كه بدون استحقاق عقاب شما را عذاب كنم و محل اعراب اينكلام نيز بر طرز اعراب معطوف عليه است و بنا بر آنكه بالوعيد مفعول قدمت باشد كلام منفى كلام مستانف خواهد بود و در ايراد ظلم بر صيغهء مبالغه دو وجه است يكى آنكه مراد از آن عموميت نفى ظلم باشد نسبت بجميع افراد و معنى اينكه خداى ظلم كننده نيست بر هيچيك از افراد بندگان و اين ماخوذ است از قول عرب كه فلان ظالم لعبده و ظلام لعبيده دوم آنكه مقصود از آن مبالغه باشد در نفى صدور ظلم از او به جهت رد قول آن كسى كه اضافه